باربارا کروگر | بدون نام (ما آنچه به نظر می رسیم نیستیم)

در سمت چپ این اثر پرتره ای قرار دارد که به مدل های زیبایی دهه 1950 شبیه است. اما در قسمت راست همان زن در حال گذاشتن یک لنز بزرگ در چشمش است که ما را آزار می دهد. کلمه ها با فاصله نزدیک در وسط ترکیب قرار داده شده اند و توجه ما را به بخش های این تصویر که در ابتدایش بخش بندی نشده اند جلب می کند. این هم کناری مشخص کلمه و تصویر به طراحی های تجارتی شباهت دارد و بازتابی است از گذشته کروگر که یک مدیر هنری در مجله زنان بوده است. او با استفاده از تکنیک مونتاژ، عکس های با مفاهیم بنیادین را می برید و یا بزرگتر می کرد. این عکس ها با بیان هایی تهاجمی نسبت به افسردگی، ریاکاری و آن ساختار قدرتی که مردها به خود گرفته اند، پوشیده شده است. کروگر نفوذ عمیقی در هنر و تئوری فمنیست داشت. او به واسطه کار کردن در محیط های عمومی – مانند بیلبوردها، تی شرت ها و در کتاب ها – و با استفاده از سبکی آشنا و مانوس، دسترسی به کارهایش را راحت و مطمئن می سازد و تاثیر آن ها را به عنوان یک مفسر اجتماعی و یک آشوب گر سیاسی افزایش می دهد.

هنرمندان مرتبط:
Holzer, Lichtenstein, Nauman, Vautier

باربارا کروگر

Barbara Kruger. b Newark, NJ (USA), 1945. Untitled (We are not what we seem). 1988. Photographic silkscreen on vinyl. h278.1 x w243.8 cm. Private collection

منبع: The 20th Century Artbook Phaidon
مترجم: مهدی سامان پور
استفاده از ترجمه با ذکر مترجم و لینک به وبلاگ مجاز است.

/ 10 نظر / 33 بازدید
هومن

بدین شکل تا به حال نگاه نکرده بودم.

خالد رسول‌پور

مهدی جان خیلی لذت می‌برم از پست‌های جدید بصری‌ت. خودم تو بصریات پیاده‌ام و شدیداَ از نوشته‌هات استفاده می‌کنم. موفق باشی.

روزبه

جالب اینکه حتی اون کلمات هم بریده ی نشریاته. من کتاب های phaidon رو دارم و گاهی در ترجمه ی متن های مختصر و مفیدش دچار مشکل میشم. این کار شما خیلی مفیده. منتظر پُست های بعدیتون هستم.

داستان‌گو

بنويس باز/.

سیامک

سلام اول تشکر که به وب لاگم سر زدی و نظر دادی تا حالا همچین اثری ندیده بودم چون زاویه دید با حالی به آدم می ده راستی چرا مطلب نمی زاری ؟

پاتوق ادبی

"فكر نمي كنم حالت مثل من باشه.فكر نمي كنم اصلا حالت بد باشه.كسايي كه خودشون بد باشند، حالشون بد نمي شه" پاتوق ادبی به روز شد/ این پنج شنبه با داستانی از علی یوسفی/ پشت میز کامنت دانی ما بنشینید.مصاحبت شما را خواهانیم/

لیلا عابدی

سلام دوست عزیز پاتوق ادبی با داستانی به روز است.منتظر شما هستیم[گل]

دوست شما

«دوست داشتن، خيلي آن چيزي نيست كه تو فكر مي‏كني. خيلي اسرارآميز است و خيلي از كساني كه در آن بودند هيچ وقت ندانستند در آنند و خيلي از كساني كه درباره آن حرف زدند، فقط حرف زدند... دوست داشتن، او را با تمام بدي‏هايش، دوست‏ داشتني يافتن است. رابطه است چون چيزها نمي‏توانند با هم در ارتباطي عميق باشند مگر آنكه مثل هم باشند و فقط مثل‏ها مي‏توانند همديگر را دوست داشته باشند.. دوست داشتن كشش روح است نه كشش‏هاي نفس و هوس. كشش قلب است نه كوشش‏هاي پوچ و عبث. دوست داشتن، ديگري را داشتن است بدون زنجير زدن. ديگري را داشتن است در اوج از دست دادن. خوبترين‏ها را براي او خواستن است. حتي اگر خوبترين‏ها، تنها گذاشتن او باشد و حتي اگر واگذاري او به ديگري باشد و حتي اگر مرگ معشوق باشد. دوست داشتن معامله نيست اما در بين مردم جز اين نيست. نديدن و يافتن است. محاسبه نيست. ديوانه‏پنداريست. ندانسته خواستن است. تكيه به صورت نيست اتكاء به سيرت است. حبابي گذرا و زود مرگ نيست كه تو را در بر گيرد و زود هنگام تركت كند، قلب تو است كه تو آنرا در بر گرفته‏اي اما او بر تو است و تو را با خود خواهد برد. دوست داشتن پريدن است آنگاه كه توان

دعوت

سلام دوست خوبم : شما میتونید با بازدید از وبلاگ من ، 8 داستان از آثار (سیماعابدینی) نویسنده اصلی داستانهای گرگ و میش ، دانلود کنید و در صورتی که علاقمند بودید از داستانهایش با ذکر نام نویسنده استفاده کنید. امیدوارم از خواندن داستانهای فوق العاده او لذت برده و برای حمایت از این نخبه ایرانی ، اقدامی کنید . میتونید با دادن نظرات در مورد داستانهای این نویسنده وشرکت در نظرسنجی و گذاشتن نامی که مایلید با آن لینک شوید عضوی از گروه بزرگ ما باشید .... با تشکر محسن امیدیان